برداشتی از کتاب شهری بر لبه آسمان
به مناسبت تولدم ، دختر عزیزم که خودش دانشجوی پزشکی و خیلی کتاب دوست و کتاب خوان هست ، کتاب ” شهری بر لبه آسمان ” رمانی از نویسنده ” ملت عشق ” خانم “ الیف شافاک ” ، نویسنده ترکیه ای که مقطعی از تاریخ را به روایت شخصیت های واقعی به تصویر می کشد را به اینجانب هدیه داد. ملت عشق را در فروردین ۱۳۹۸ خوانده بودم و ۴۰ قانون عشق ورزی را در آن کتاب برداشت کردم و در مقاله ای در همین سایت آوردم . شهری بر لبه آسمان را هم در قدردانی از دختر عزیزم شروع به خواندن کردم. به جذابیت ملت عشق برایم نبود اما ارزش خواندن را داشت. روایت حدود ۱۰۰ سال از امپراطوری عثمانی و سلاطین عثمانی در قرن نهم هجری قمری به روایت جوانی بنام ” جهان ” که در سن ۱۲ سالگی به عنوان فیلبانی که هدیه پادشاه هند به سلطان سلیمان است ، وارد قصر امپراطوری عثمانی می شود و بعد به عنوان شاگرد معماری و مرید معمار دربار به نام “ سینان “ ، داستان روایت می شود و در این حین عاشق مهرماه ، دختر سلطان سلیمان می شود یعنی در واقع هیپنوتیزم مهرماه می شود و جهان هم حس میکند مهرماه عاشق و هیپنوز او شده اما در آخر چشم به حقایق دیگری باز می کند. در حین خواندن رمان ، داستان جذابیتی دارد که دوست داشتم بدانم چه می شود ، در عین حال مطالبی که به نوعی پندآموز و درس زندگی بود و از زبان استاد سینان به جهان گفته شده بود را طبق سنت کتاب خواندنم ، خط می کشیدم. در پایان ، دوباره صفحات را ورق زدم و آنها را نت برداشتم. حاصل تلاشم را با شما شریک می شوم ؛
- اصولا در زندگی از سه چیز نباید انتظار نیکی داشت؛
۱٫ مردی که روحش را به شیطان فروخته
۲٫ زنی که به زیبایی اش می نازد
۳٫ خبری که نمی توانست تا صبح صبر کند تا به دست آدم برید
– خیلی چیزهای دیگه هستن که باید بابتشون نادم باشیم؛ طمع ، بی رحمی ،نیرنگ ، اما عشق … هیچوقت ندامت و افسوس نداره
– گاهی وقت ها، برای اینکه روح تعالی پیدا بکنه ، نیازه که قلب آدم بشکنه
– برای رسیدن به درجه استادی به همون اندازه که می سازی باید بتونی خراب کنی
– وقتی کار را از دل و جان انجام می دهی ، حس می کنی رودخانه ای از لذت در درونت جاری است
– انگار دو مسیر قوسی در زندگی وجود دارد؛
۱٫قوسی که با اعمال و سخنان مان به سمت بالا طی می کنیم
۲٫ قوسی که با اعمال و سخنان مان به سمت پایین طی می کنیم
– اگر نمی دونی با جواب چی کار می خوای بکنی اصلا سوال نکن و چیزی نپرس
– توهمیشه یه جورهایی به زندگی می چسبی. این چیز خوبیه اما اگر کنجکاوی درست هدایت نشه ممکنه به آدم خسارت بزنه
– شیطون که از بهانه کم نمیاره
– احتیاط ضرری نداره شاید یه خائن بینتون داشته باشید من جات بودم حواسم رو بیشتر جمع می کردم
– استعداد یک موهبت الهیه ، برای به تعالی رسوندنش شخص باید سخت تلاش کنه و این همون کاریه که ما باید انجام دهیم
– اگر امیدی به پاداش و ترسی از مجازات وجود نداشت ، کمتر کار می کردم؟ فکر نمی کنم.من کار می کنم تا موهبت الهی استعدادم رو تمرین کنم. تمام هنرمندها و پیشه برها پیمانی با خداوند بستن. تو هم عهد خودت رو بستی؟
– هنر معماری گفتگو با خداست و خدا در هیچ کجا بلندتر از مرکز کائنات با انسان حرف نمی زنه
– در زندگی ، دو موهبت وجود دارد؛ کتاب و دوست. این دو باید از لحاظ تعداد دقیقا عکس هم باشند؛ تعداد زیادی کتاب و عده انگشت شماری دوست
– به نظر آدم خوب و با استعدادی می آمد اما مثل اغلب هنرمندها زیادی خودش را دست بالا می گرفت
– آیا تمام هنرمندان همین جوری تشنه یک قطره تعریف و تمجیدند
– نکته جالب در باره بناهای بزرگ همین بود. خودشان ، هرگز تغییر نمی کردند اما افرادی که ساختشان را سفارش می دادند ، طراحی شان می کردند ، بنایشان را می ساختند و در نهایت از آنها استفاده می کردند مدام در حال تغییر بودند
– وقتی زبانی رو یاد می گیری مثل اینه که کلید ورود به یک قلعه رو به دست آوردی ، اینکه داخل اون قلعه چه چیزهایی پیدا کنی به خودت بستگی داره
– آیا بهتر نبود آدم شاگردی استادی را کند که با همه نامهربان باشد غیر از تو ، به جای استادی که با همه مهربان باشد ، من جمله تو
– طمع ، قدرشناسی رو خراب می کنه
– انجام ندادن خیلی کارها ، هم ، می تونه شاهکار باشه
– دوزخ ، جزء آن دسته بدبخت مباش که بدون ملامت و بدون ستایش زندگی می کنند
– جهان چیز مهمی را در باره ناخدا ( کسی که جهان را به عنوان فیلبان به قصر امپراطوری بجای فیلبان اصلی می آورد و از جهان می خواهد از قصر برایش طلا و جواهر دزدی کند ) فهمید؛ این ها با تمام ترسناک بودنشان ، تنها با تکیه بر ضعف های دیگران می توانستند موفق شوند
– شیطان به لطف دو بال می تواند پرواز کند و اوج بگیرد: کاهلی و تهمت
– راز موفقیت استاد سینان ، نه در سرسختی و شکست ناپذیری ، بلکه در توانایی اش در وفق دادن خود با تغییرات و مصائب و بارها و بارها از نو ساختن خودش بعد از تخریب شدن توسط بدخواهان بود. سینان از جنس آب روان بود. وقتی چیزی راهش را سد می کرد به هر طریق ممکن از زیر ، رو و بالای آن عبور می کرد او راهش را از ترک ها می یافت و به پیش رفتن ادامه می داد .
– او ( سلطان مراد ) مردی بود که اعتقاد داشت کلمات درست مثل پول باید به مقدار اندک استفاده شوند.
– جهان باورش نمی شد حس و حال توده مردم به چه سرعتی از اندوه به شادی تغییر می کند ، به چه سرعتی رود اشک هایشان خشک می شود . اگر مردم می توانستند به این راحتی بین عزا و شادی تغییر حالت بدهند ، این بدان معنا بود که به همین راحتی می توانستند نفرت را جایگزین عشق کنند.
– تعادل ، چیزی که ما رو سرپا نگه می داره هم برای ساختمان ها و هم برای آدم ها
– این یعنی تو خودت رو درگیر جنگ هایی می کنی که اصلا ضروری نیستن تو قوی تر از این هایی ولی حواست باشه اگر شمشیر توی دستت باشه این تویی که از شمشیر اطاعت می کنی ، نه شمشیر از تو . هیچ کس نمی تونه یه سلاح توی دستش بگیره و هم زمان بتونه دست هاش رو از خون پاک نگه داره
– این دنیا هم ، صحنه نمایش است. هر کس به طریقی مشغول رژه رفتن و نمایش دادن است. هر کسی ، شیرین کاری خودش را اجرا می کند. برخی ، بیشتر روی صحنه می مانند و برخی ، کمتر. اما در نهایت ، همه از در پشتی صحنه را ترک می کنند ؛ همه ارضا نشده و همه محتاج تشویق حضار
– آهن ، اگر استفاده نشود ، .زنگار می بندد چوب ، اگر استفاده نشود ، فرو می ریزد. انسان ، اگر کار نکند ، به خطا می رود. پس باید کار کنیم
– علم ، کالسکه ای است که توسط تعداد زیادی اسب کشیده می شود ، اگر یکی از مرکب ها شروع کند به چهار نعل تاختن اسب های دیگر هم باید به سرعت حرکت شان اضافه کنند و مسافر آن کالسکه ، یعنی عالم از این امر سود خواهد برد. پیشرفت در یک زمینه ، باعث پیشرفت در زمینه های دیگر خواهد شد.
– ارزش ایمان تو ، نه به صلیب و استحکامش ، بلکه ، به تعداد دفعاتی بستگی دارد که از دست می دهی و دوباره از نو به دستش می آوری
…………………………………………………………………………………………………….
جهت مشاوره ، روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی یا آموزش خود هیپنوتیزم
نوسط دکتر سعادت الله روحانی
با شماره های زیر بگیرید :
- تلفن های تماس با ما ( مشهد ) :
- ۳۶۰۶۰۸۶۹
- ۳۶۰۸۷۳۱۵
- ۰۹۱۵۳۱۴۸۰۰۵
- ۰۹۱۵۰۰۱۸۰۰۵
- آدرس کانال ما در تلگرام :
- ravanshenasiebehroozi@
- آدرس سایت ما :
- .www.hypnosrohani.ir
- آدرس ما در اینستاگرام :
- dr.saadatallahrohan
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.